بودجه فناوری زمانی به نتیجه کسبوکار تبدیل میشود که اهداف راهبردی، فرآیندها، داده و زیرساخت در یک تصویر مشترک قرار بگیرند.
ممکن است سازمان بودجه قابلتوجهی برای زیرساخت و نرمافزار هزینه کند، اما مدیران همچنان برای یک تصمیم کلیدی منتظر گزارشهای دستی بمانند. این تناقض معمولاً نشانه کمبود ابزار نیست؛ نشانه نبود همسویی است.
مسئله از ابزار بزرگتر است.
معماری سازمانی کمک میکند ارتباط میان اهداف راهبردی، قابلیتهای کسبوکار، فرآیندها، داده و فناوری قابل مشاهده شود. این تصویر مشترک، اولویت سرمایهگذاری را از سلیقه و فوریتهای مقطعی جدا میکند.
همسویی به معنی ثابتکردن سازمان نیست. برعکس، وقتی مرزها و وابستگیها روشن باشند، تغییر سریعتر و کمریسکتر انجام میشود؛ زیرا هر تصمیم فناوری جای مشخصی در نقشه کلان دارد.
فناوری وقتی ارزش میسازد که جایگاه آن در معماری تصمیم و عملیات روشن باشد.
تحول پایدار از پروژههای بزرگ و جداگانه بهوجود نمیآید. نتیجه از مجموعهای از تغییرات هماهنگ شکل میگیرد که هرکدام یک شاخص عملیاتی روشن دارند و در مسیر راهبرد واحد حرکت میکنند.